السيد الطباطبائي

79

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

مورد عمل بود ( چنان كه در فصل‌هاى گذشته مذكور شد ) و تاكنون نيز در ميان اخباريين اهل سنت و شيعه معمول به مىباشد . طريقه‌اى است محدود در برابر نياز نامحدود ، زيرا ما در ذيل شش‌هزار و چند صد آيه قرآنى صدها و هزارها سؤالات علمى و غيرعلمى داريم پاسخ اين سؤالات و حل اين معضلات و مشكلات را از كجا بايد دريافت نمود ؟ آيا به روايات بايد مراجعه نمود ؟ در صورتىكه آنچه نام روايت نبوى مىشود بر آن گذاشت از طرق اهل سنت و جماعت به دويست‌وپنجاه حديث نمىرسد گذشته از اين كه بسيارى از آنها ضعيف و برخى از آنها منكر مىباشند و اگر روايات اهل‌بيت را كه از طرق شيعه رسيده در نظر آوريم درست است به هزارها مىرسد و در ميان آنها مقدار معتنابهى احاديث قابل‌اعتماد يافت مىشود ولى در هرحال در برابر سؤالات نامحدود كفايت نمىكند ، گذشته از اين كه بسيارى از آيات قرآنى هست كه در ذيل آن از طريق عامه و خاصه حديث وارد نشده است . يا در اين مشكلات به آيات مناسبه بايد برگشت كه در اين طريقه ممنوع است ؟ يا اصلًا از بحث خوددارى كرد و نياز علمى را ناديده انگاشت ؟ در اين صورت آيه « وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » « 1 » با دلالت روشن‌تر از آفتاب خود چه معنا خواهد داشت ؟ و جمله « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ » « 2 » « كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ » « 3 » كتابى است مبارك بر تو نازل كرديم براى اين كه آياتش را تدبر كنند و ارباب عقول متذكر شوند و آيه : « أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ » « 4 »

--> ( 1 ) . نحل ، آيه 89 ( 2 ) . نساء ، آيه 82 و محمد ، آيه 24 ( 3 ) . ص ، آيه 29 ( 4 ) . مؤمنون ، آيه 67